سيد محمد باقر برقعى

478

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

با من گفت : راه را مىدانى من به او گفتم تا چه راهى باشد نيشخندى زد و گفت : تو به سرمنزل مقصود ، از اين ره نرسى راه تو بيراه است رهروى نيست در اين وادى حيرت كه تواش بگزيدى مرو اين ره ، بازآى زندگى كوتاه است گفتمش : راه تو چيست ؟ گفت : با من آرام راه پررهرو اين خيل عظيم من كمى خنديدم بعد گفتم با او : مىفريبد چو تو اين راه مرا هم گاهى هر رهى طى كنى امّا ، روزى مىرسى آخر خط و در آن لحظه كه بايد سفر آخر خود ساز كنى بازهم خواهى گفت : زندگى كوتاه است .